love. مطالب عاشقانه.عکس عاشقانه.....اس ام اس عاشقانه..بامزه..جوک....تفریح و سرگرمی......
ازدواج گرفت. با مرد خردمندي مشورت سزاوار را انتخاب کند. وقتي خدمتکار پير بود، دخترش گفت او هم به آن نه خيلي زيبا. دختر جواب داد: مي دانم هرگز از نزديک ببينم. روز موعود فرا رسيد و کسي که بتواند در عرض شش ماه زيباترين گل را دختر پيرزن هم دانه را گرفت و در گلداني کاشت.سه ماه گذشت و راه گلکاري را به او آموختند، اما بي نتيجه بود، گلي و ديگر دختران هر کدام گل بسيار زيبايي به فرا رسيد. شاهزاده هر کدام از گلدان ها را با او خواهد بود. همه اعتراض کردند که شاهزاده شاهزاده توضيح داد: اين دختر تنها کسي است که گل صداقت... همه دانه هايي که به شما دادم . . به خودت راست بگو ، آنگاه توان دروغ گفتن به کسی را نخواهی داشت
کرد و تصميم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختري
قصر ماجرا را شنيد بشدت غمگين شد، چون دختر او مخفيانه عاشق شاهزاده
مهماني خواهد رفت. مادر گفت: تو شانسي نداري، نه ثروتمندي و
مرا انتخاب نمي کند، اما فرصتي است که دست کم يک بار او را
شاهزاده به دختران گفت: به هر يک از شما دانه اي مي دهم،
براي من بياورد.... ملکه آينده چين مي شود.
هيچ گلي سبز نشد، دختر با باغبانان بسياري صحبت کرد و
نروييد. روز ملاقات فرا رسيد ، دختر با گلدان خالي اش منتظر ماند
رنگها و شکلهاي مختلف در گلدان هاي خود داشتند. لحظه موعود
دقت بررسي کرد و در پايان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آينده
کسي را انتخاب کرده که در گلدانش هيچ گلي سبز نشده است.
گلي را به ثمر رسانده که او را سزاوار همسري امپراتور مي کند:
عقيم بودند، امکان نداشت گلي از آنها سبز شود!!!
| Design By : Pars Skin |
